#بلو_پارت_381
طاهر-نه میخوام پولامو شوهر بدم که از دخترم با ارزش تره.
سینا یه تای ابروشو بالا داد و گفت:
-خب نگفتید شغل شریفتون چیه؟
طاهر-تجارت.
سینا-تاجر چی؟
طاهر-زن!
سینا شوکه به طاهر نگاه کرد و با تردید پوزخندی زد و به دوتا همراهاش نگاه کرد و گفت:
-شوخی خوبی بود، خیلی جا خوردم.
طاهر-شنیدم یکی رو داشتی برات دختر جور میکرده، دختر دوست داری نه؟ شاید نژادت عربه! من مشتری عرب زیاد دارم.
سینا-نه آقا کی گفته؟
طاهر-هوشیار، خودش جور میکرده.
سینا توی جاش جابه جا شد و گفت:
-خیلی ببخشید ولی هوشیار غلط کرده، خر کیه که حرف مفت در...
romangram.com | @romangram_com