#بلو_پارت_370


-خیلی ممنون.

سحر-سلام.

به سمت سحر برگشتم و استاد به ساعتش نگاه کرد و گفت:

-من کلاس دارم بعدا باهم صحبت میکنیم.

-ممنونم استاد.

«همین که استاد رفت سحر گفت:» کی بود؟

-استاد قبلیم.

سحر-کلاسمون طبقه سومه.

-ناهار بریم بیرون حرف بزنیم.

سحر-حرف بزنیم یا حرف بکشی؟ گریه کردی؟

چشمامو پاک کردم و عینکمو زدم و گفتم:

-چه فرقی میکنی؟ حرفه دیگه!

سحر-استاد گریه اتو درآورد؟

romangram.com | @romangram_com