#بلو_پارت_359


رضا-پگاه؟ جمع کن برو بخواب ساعت دوازده صبح مگه کلاس نداری؟

ارسلان-ببین تو هرشب صدای باباتو درمیاری پگاه.

رضا-پاشو خودتم گوشیتو کنار بزار بگیر بخواب صبح مگه نباید سفارش تحویل بدیم؟

-میگم....

«جفتشون بهم نگاه کردن:» بابام کی میام؟

رضا-ولله انقدر روزشو عوض کردن خودمونم نمیدونیم.

-به بابا چی بگم؟

رضا-طاهر گفته یه جا براش گرفتم حواسم بهش هست، نگران بابات نباش.

-حرفا دوتا نشه بعد اصل جریان پیش بابامو و مادرجون اینا لو بره.

رضا-نه، خیالت راحت فکرشو نکن.

ارسلان در حالی که دراز کشیده بود و گوشیش توی دستش بود گفت:

-پریا زده رل نوید.

-کله ی بابای بی پدر پریا، ولش کن دیگه.

romangram.com | @romangram_com