#بلو_پارت_328


همه کسم

من دوستت دارم به خدا قسم

هرکسیُ میبینم

یاد تو می افتم

هرکی اومد جاتو بگیره من گفتم نه

وقتی تو اینجایی

وقتی با تو جفتم من

دنیا مال ما دوتاست

وقتی تو اینجایی

اینا واقعیتِ رویا نیست....

(اَشوان-بهت مریضم)

کلاس تموم شد و کلاس بعدیم با یه آنتراک یه ربعه شروع شد و من دوباره یه گوشه کنار پنجره رو انتخاب کردم تا رضا رو ببینم که پایین هنوز منتظرمه....هنوز!!! سحر بازم کنار من نشست ولی هیچی حرف نمیزد!!! شایدم من جواب نمیدادم و متوجه نمیشدم.

کلاس های بعدیم کنسل شد و انگار به من دنیارو دادن. سریع کولمو برداشتم و پله های پایین دوییدم. هنوز بارون می بارید، درشت و کند! نفس زنان رفتم سمت ماشین که دیدم باز داره به روبرو نگاه کیکنه، به چی فکر میکنه؟ درو باز کردم و توی ماشین نشستم و با تعجب گفت:

romangram.com | @romangram_com