#بلو_پارت_324


-پاتو از زیر صندلیم بردار، دانشگاه ندیده!

-تو دیدی؟

«با حرص گفتم:» آره من برای دومین باره میام دانشگاه، مثل تو که نیستم.

صندلیمو جلو کشیدم و گفت:

-قیافه ات یه نمه آشنا میزنه!

خواستم برگردم و خودمو به نشنیدن بزنم که یکی از بغلم گفت:

-نه این تو تهرانه تو داهات شما نبوده خیالت راحت.

یکه خورده کنارمو نگاه کردم! عه! همون دختره است که موقع ثبت نام اومده بود؛ سری آروم به معنی تشکر تکون دادم و پسره گفت:

-یعنی میخوای بگی توهم تهران زندگی میکنی؟

مدیر برنامه امون اومد توی کلاس و گفت:

-آقایون سه ردیف جلو حق ندارن بشینند فقط ردیف های آخر.

«توی کلاس همهمه شد و همه جا به جا شدن و دختره گفت:»

-شرش کم، ندید بدید بدبخت، اینا از اون هنرستان فارغ التحصیل شدن دیگه هان؟

romangram.com | @romangram_com