#بلو_پارت_303


خودمو تسلیم تو دیدم

لحظه لحظه لحظه

بیشتر با تو آرامش فهمیدم

تاثیر تو دیگه غیرقابل انکارِ

درست میگن که عشق فقط یک باره

سرنوشتم فقط به تو بستگی داره

طاهر-کِی قرار گذاشتی؟

رضا-سه شنبه ی هفته ی دیگه.

طاهر به ارسلان نگاه کرد و ارسلان گفت:

-پس یه چند روز دیگه وقت داریم پوست کنی رو راه بندازیم؛ یه کاری کنم آخ یه کاری کنم که فیلم گذاشتن یادشون بره کثافت های حروم زاده.

طاهر-فیلم بزاری؟!!!!

ارسلان-اعتراف میگیرم وایستا.

«چشماشو ریز کرد و ادامه داد:» ما پسر صالحیم، مگه میشه بریم توی رینگ و زمین نزنیم؟

romangram.com | @romangram_com