#بلو_پارت_298
-مگه تو مغزت سوخته؟ اگر گیر بیوفتی چی؟
-برام مهم نیست، منو میفروشه.
ارسلان-دمت گرم ولی؛ اصلا حال کردم...
رضا با خشم کنترل شده به ارسلان نگاه کرد و گفت:
-چی میگی؟ تشویق میکنی؟ اگر یکی دیده باشتش چی؟
-ماسک زده بودم.
رضا-کی جز تو کلید داره؟ هان؟ معلوم میشه تو بودی.
-دزد ها هم شاه کلید دارن.
«رضا شوکه با چشمای گرد گفت:» توی تبدیل به این شدی؟
-وقتی که منو تاراج کردن، میخوان ببرن؟ بگیرن؟ ببرن دیگه برام مهم نیست.
«چشمام پر اشک شد و گفتم:» منو قبلا بردن حتی حقمو تا این حد هم نگیرم؟
ارسلان-میگه صورتشو پوشونده، چیزی جا نزاشتی؟
«کوله امو کنار گذاشتم:» نه.
romangram.com | @romangram_com