#بلو_پارت_292
رضا-هیس هیس الان بیدار میشه، خیله خب، بخواب.
-بخواب دیگه نشین، بخواب.
رضا-تو بخواب من بالا سرت نشستم.
دستشو با لجبازی کشیدم که بخوابه، بوی رضا میداد، این بوی رضا بود. یه عطر گس! رضا طاق باز دراز کشیده بود و من به پهلو به بازوش چسبیده بودم. زمزمه کرد:
-پگاه درست بخواب، تا صبح میخوای اینطوری بچسبی؟
-میچسبم.
بیشتر خودمو بهش نزدیک کردم.
رضا-پگاه این کارت درست نیست، ببین گفتی بیا تو اتاقم من اومدم، دیگه اشتباه رو اشتباه که نمیشه.
«با بغض گفتم:» من اشتباهم؟
«یکه خورده گفت:» من میگم این خواسته ها اشتباهه.
«با صدای لرزون گفتم:» من میترسم، بعد تو میگی...
رضا-هیس هیس باشه، بیدارش میکنی.
-به درک که بیدار میشه اصلا، میرم پیش ارسلان می خوابم.
romangram.com | @romangram_com