#بلو_پارت_282


-دکترا گفتن خوب میشه؟

ارسلان-چیه دلت سوخته؟

-نه میخوام خودم بزنمش، خودم ناکا....

«با بغض گفتم:» خدا نزنه من بزنم.

ارسلان-تو بزنی دردش یادش میره، خدا بزنه کمرش دیگه صاف نمیشه.

-پس نتونستی ازش اطلاعاتی بگیری؟

ارسلان-از اون نه ولی از اون رفیقش که رفته بود پیشش آمار گرفتم.

-آمار از رفیقش گرفتی؟

ارسلان-به میخ کشیدمش، یه ربع نشد زبون باز کرد.

-آدرس داد؟ آدرس خونه ی اون کثافت عوضی رو.

عصبی با اخم به اینور و اونور نگاه کرد و گفت:

-آره دیگه.

از جام بلند شدم و به سمتش رفتم:

romangram.com | @romangram_com