#بلو_پارت_184
-عه عه !! بابا چیه؟!
ارسلان-خونه جدا میخواد.
«با حرص گفتم:» درد.
باباجون-کی؟ کی خونه میخواد؟ تو پگاه؟ تو خونه میخوای چیکار؟
مادرجون-خونه میخواد یعنی چی؟
ارسلان-جدا بشه بره هر گهی دلش میخواد بخوره.
پالت رنگو به سمتش پرت کردم که توی مانیتور کامپیوتر خورد و گفت:
-رضا پشتت دربیاد، باباجون دربیاد من نمیزارم.
«دست به کمر و عصبانی گفتم:» تو کی هستی نزاری؟ شاه میبخشه شاه علی نمیبخشه.
ارسلان-من کی ام؟ من همونم که گره میخوری مثل اسب برات میدوئه.
-جمع کن بابا یه بار اومدی صدبار منت گذاشتی، تو جوشتو برای پریا جونت بزن چپ نکنه.
ارسلان-واسه خاطر تو بهم انگ زدن، تف سربالا.
-مگه عاشقت نیست؟ چطور بهت انگ میچسبونه؟ لابد دختر بردین کارگاه اونا تو دهن همسایه ها گذاشتن.
romangram.com | @romangram_com