#بی‌گناه_پارت_83


مرده که دلش از گريه هاي من اب شده بود گذاشت برم اروين داشت پاسپرتشو ميداد که داد زدم: اروين نه.

اروين برگشت سمتم بهت زده نگام کرد گفتم: اروين خواهش ميکنم نرووو غلط کردم نرو من من چطوري بدون تو زندگي کنم.

اروين دلخور نگام کرد و پاسپرتشو از مرده گرفت و از صف بيرون امد روبروم ايستاد بي معطلي خودم توي اغوشش جا دادم محکم به خودم ميفشردمش يهو از زمين کنده شدم اروين منو توي بغلش ميچرخوند صپاي سوت و دسته مردم بلند شد اروين منو زمين گذاشت و دباره بغلش کردم بغله گوشم

اروين: بيا بهت ميگم.

سري تکون دادم و پشت سرش راه افتادم روي مبل نشست منم روي مبل روبرويش نشستم.

اروين شروع کرد: بهار بهتره اين زندگي يکم سر و سامون بگيره من يه اشتباه کردم و تقاصشم پس دادم خودتم ميدوني چرا بهت تجاوز کردم چون فک ميکردم تو پدرم و کشتي ولي ديدي که اشتباه کردم من يه پليسم کارم اينه که به مردم کمک کنم زندگيه بهتري بدون دردسر داشته باشن کلي پرونده تجاوز داشتم و کاري کردم که پسره که تجاوز کرده با دختره ازدواج کنه اولش يکم سخته ولي بعدش اسون ميشه الان2 ماه و خورده که ازدواج کرديم هر روز يه کاري ميکني که منو عذاب بدي منم اعتراضي ندارم.

با حالت خاصي خيره شد تو چشمام و گفت: اخه ازارتم شيرينه پس تا اخره عمرمم اذيتم کني حرفي نميزنم.

بعد از جلوي چشماي بهت زده من بلند شدو رفت توي اتاقش بلند شدم رفتم تو اشپز خونه زير غذا رو خاموش کردم خورشت سبزيه شور و حال به زني که ميخواستم به خورده اروين بدم و ريختم دور حق با اروينه چقد ديگه بايد اذيتش کنم اخه به سمت اتاقم رفتم و روبروي ايينه نشستم اخه اين چه قيافه ايه واسه خودم درست کردم مني که روي زيبايم انقدر حساس بودم يه دست لباسه مشکي پوشيدم و کيف مو برداشتم و به سمت ماشين رفتم.

***********69

با ذوق به خودم نگاه کردم چقد خوشکل شده بودم بعد از اين همه وقت که به خودت ميرسي تغير ميکني قيافم حالت زنانه گرفته بود چون موهام و مش يخي کردم و ابرو هام و نازک کردم به رنگه قهوايي خيلي خوشکل شده بودم اروين بشناستم صلواااات - الله حمه صلي الله محمد واله محمد - اي منگل واقعا صلوات فرستادي- اره ديگه گفتي صلوات - خدايا يه عقلي به وجي بده يه شوهر خوشکل به من- وااا منگل پس اورين چيه خداياااااا يه عقلي به بهار يه ادم بهتر به من بده برم وجدانش بشم اين يکم چل ميزنه.


romangram.com | @romangram_com