#بی‌گناه_پارت_84

پول خونه بابام و با اريشگر حساب کردم و سواره ماشين شدو رفتم به سمته خونه .

ماشين و پارک کردم و سوت زنان وارده خونه شدم ولي با خونه تاريک و سوت کور روبرو شدم بعله بعله بهار توي يه خونه سوت و کور باشه نخير اينجوري نميشه که به سمت کليد پريز رفتم اوووووخي گوگولي اروين خيلي مظلوم روي کاناپه خپابيده بود و دهنشم باز مونده بود تيشترتشو در اورده بود نگاه توله چه هيکليم داره..... پسره بووووووووووق هوووف بهش تجاوز نکنم صلواااات- يا ابروفرص.

اروم به سمت اتاق م رفتم و موهام و شونه کردم و ارايشه ملايمي کردم و تاپ و دانه قرمزم و پوشيدم به بهههههه - يا علي مشدي باز ميخواد از خودش الکي تعريف کنه - ترجع دادم چيزي نگم.

اروم توي اشپز خونه مشغوله درست کردنه قومه سبزي شدم که.

اروين: ببخشيد خانم شما کي هستين

.

خندم گرفت چون پوشتم بهش بود فيافمو نميديد بزار يکم اذبتش کنم برنگشتم و با صداي ضريف شده گفتم: من دوسته بهارم.

اروين: خودش کجاست که شما اينجايي بعدشم اين چه وضعيه بنده هنوز توي خونه هستم.

اروم برگشتم و گفتم: مگه تو نامحرمي.

چشماي اروين گرد و دهنش باز مونده بود از نک انگشتم تا سرم و اسکن کردم و گفت: بهار توييي ؟؟؟

من: نه روح ننجونمه.

romangram.com | @romangram_com