#بیگناه_پارت_75
- نا مطمعن دستمو توي دستش گذاشت و وارده پيست شديم دستاشو دور کمرم حلقه کرد منم دستام و دوره گردنش حلقه کردم گردنش داغ بود بيشتر از چند ثانيه نميتونستم تو چشماش نگاه کنم گاهي فشاره خفيفي به کمرم وارد ميکرد خيلي زود اهنگ تموم شد و ازش جدا شدم.
*******
موقع اعلام کادو شده بود من اخره همه به سمت عروس داماد رفتم و کادمو دادم يه ساعته خيلي گرون از مارک معروفي براي برسام گرفته بودم يه پلاک زنجير هم براي عروس هر دوشون تشکر کردن ولي دختره هنوز اخم داشت البته وقتي منو ميديد بيخيال حوصله شامم نداشتم و سرمم به شدت درد ميکرد پس به رخت کن رفتم
رفتم و شال و مانتومو پوشيدم و کيفمم برداشتم و به سمت پارکينگ رفتم کليد و وارد قفل کردم يهو يکي از پوشت گرفتم شروع کردم به تقلا ولي زورش ازم بيشتر بود و با گذاشتنه دسمالي روي دهنم بي هوش شدم.......................................
*****************
با حالت خيس شدن جيغي زدمو چشمام و باز کردم با ديدنه همون پسره چشمام گرد شد همون لبخند همون چشماي پر از کينه زل زده بود بهم.
من: رواني مگه ديونه ايي چرا منو دزديدي.
پسره: هيشششششش ميگم من همونم که بهت ايميل زدم همون که ميخواد زندگيتو جهنم کنه ديگه.
حالا فهميدم کم کم داشتم سر در مياوردم با تندي: هي رواني بگو کي هستي اصلا واسه چي منو اوردي اينجا بگو چي از جونم ميخواي انتقام جيو ميخاي ازم بگيري.
لبخندي زدو گفت: امشب چه شبي بشه سوالا تو جواب ميدم ولي..... قبلش بايد يکم حال کنيم خوش گزورني خوب نظرت چيه خانمي.
romangram.com | @romangram_com