#بی‌گناه_پارت_70

بهراد: خيلي حرف ميزنيا .

من: دلم ميخواد .

بهراد باز رم کرد افتاد دنبالم منم مثله فشنگ پريدم تو اتاقم و درو قفل کردم هه هه هه .

بعد از عوض کردنه لباسم گوشيم و برداشتم پيام برام امده بود بازش کردم: سلام خانم پليسه خوبي حتما خوبي ديگه حالا اينا مهم نيس ميخواستم هشتار بدم شبا هوسه قدم زدن به سرت نزنه چون ممکنه برات گرون تموم شه .

اين دفعه ديگه جدي شد بايد يه کاري کنم به همون شماره اس دادم: توکي هستي چي از جونم ميخواي .

بعد از چند دقيقه: من ... اوووم به نظرت کيم حدس بزن .

من: نميدونم کودوم خري هستي ولي حواست به کارات باشه ميگردم پيدات ميکنم بيچارت ميکنم ميدوني که تهديد کردنه پليس چقدر برات بد ميشه .

ج داد: اووووووه اول که نميتوني پيدام کني ولي من هميشه. پيشتم سايه به سايه حالا به زودي همو ميبنيم غصه نخور .

من: بهتره زود همو ببينيم .

+: عجله نکن به موقش مجبور ميشي بياي پيشم .

من: منظورت چيه .

romangram.com | @romangram_com