#بی‌گناه_پارت_57


دومي نگاهي به اولي کردم و سرشو تکون داد و از داشبرد چيزي در اورد که نديدم داره چه اتفاقي مي افته ماشين وايساد دومي برگشت و دسمالي روي بينيم گذاشت تقلا کردم ولي زود بي حال شدم و .......

با سرگيجه چشمام و باز کردم دست و پاهام بسته بودن برسام دستو پا بسته کنارم بود ولي همچنان خواب بود اي خواب مرگ بري که بخاريم نداري هه ما رو ببين با کي رفتيم سيزده بدر تکوني به خودم دادم و صداش زدم : برسام .....برساممم بلند شو دزديدنمون .

تکوني خوردو چشماشو باز کردو خمار نگام کرد قيافمو جمع کردم و گفتم: خوش خواب بدبخت شديم بلند شو بيچاره شديم من از همون اول معموريت ميدونستم يه چيزيت ميشه منه بدبخت بايد همه کارارو بکنم غلط کردي حافضتو از دست دادي .

زدم زير گريه و با هق هق گفتم: همش تقصيره توهه چرا فراموشم کردي هااان مگه نگفتي دوسم داري

......ببين تو چه وظعيتي هستيم من تنهايي چکار کنم هاااان چجوري فرار کنيم چجوري بريم پيش سرهنگ . هنوز گريه ميکردم برسام که هوشيار شده بود گفت: اگه اجازه بدين بنده حرف بزنم فکر کنم بتونيم از اينجا خلاص شيم در ضمن مگه ادم عشقشو فراموش ميکن که من بکنم .

با چشماي گرد شده گفتم: تت ووو حافظتو از دست ندادي .

برسام: نخير فقط داشتم فيلم بازي ميکردم ميخواستم ببينم واقعا دوسم داري يا نه بعدشم خانمه باهوش کسي که سرش ضربه خورده باشه حافظشو از دس ميده نه کسي که مدت طولاني توي اب بوده .

دوباره زدم زير گريه و گفتم: برسامه خر ميکشتم بزار از اينجا خلاص بشم حسابتو ميرسم رواني .

برسام: مرسي عزيزم اگه فوشات تموم شد بيا اين تيغو از جيبم در بيار بتونيم اين بندا رو ببريم .

با تعجب گفتم: تيغ ....تيغ داري .


romangram.com | @romangram_com