#بیگناه_پارت_53
من: پس شوهرتون ما رو پيدا کرده بود .
نه نه خاور: اره .
بايد گوشي جور ميکردم ولي از اون طرف بايد صبر ميکردم برسام حافظشو به دست مي اورد به رو نه نه خاور گفتم: نه نه اينجا کجاست ؟
نه نه خاور: اينجا روستاي علي اباده
من: دقيقا تو کودوم شهر .
نه نه خاور: گيلان.
من: گيلاااان.
نه نه خاور: اره قزم .
من: ما اهل تهرانيم بايد سريع برگرديم شهرمون اينجا کسي تلفن يا موبايل داره .
نه نه خاور لحضه ايي توي فکر رفت و گفت: پسره خديجه خانم مهندسه از شانست هر ماه از شهر مياد به مامان باباش سر ميزنه الان هس اون داره .
romangram.com | @romangram_com