#بیگناه_پارت_49
اب سرد بود داشتم يخ ميزدم ميدونستم که ميميريم دريا خيلي بي رحم بود برسام حرف ميزد و من بي توجعه به حرفش سعي ميکردم زير لب فرو نرم
من: ب.....ب...بر....س...سا....م.
برسام: جونم .
من: دوست دارم .
برسام: منم دوست دارم .
من: داريم ميميريم .
برسام : نه نميميريم.
برسام به سمت چوبي که روي اب بود رفت و به سمت من امد دستامو گرفت ئ خودمونو انداختيم روي چوب انداختيم برسام دستاي يخ زدم و توي دستاش گرفت و گفت: عشقم طاغت بيار .
من: برسام بار اول که ديدمت به خودم گفتم چه پسره خوشکلي چه اخمو و جذاب .
برسام: منم وقتي ديدمت محو چشماي خاصت شدم به خودم گفتم پسره عجب چشمايي داره
romangram.com | @romangram_com