#بی‌گناه_پارت_42

جمشيد: اره که چي ميخواي لومون بدي .

لبخند موزي زدم و در حالي که روي مبل چرمي مينشستم گفتم: لوو .....چرا بايد لوتون بدم اين عاليه معامعله تپليه البته اگه ما هم شريک باشيم سود بيشتر براي ما و شما .

جمشيد و مسيح هم زمان قعقهقه زدن برسام سرخ شده روي مبل نشست وقتي خنده هاشون ته کشيد جمشيد گفت: گفتم دختر بي پروايي هستي ولي نه در اين حد لقمه بزرگتر از دهنت برداشتي بانو .

من: هميشه گفتم که هم پول دارم هم عقل پس چرا که نه به نفعته ما هم شريکت بشيم سود بيشتري هم به تو هم به ما به روز فکر کن جمشيد خان .

جمشيد مدتي توي فکر رفت و گفت: عجب دختري هستي تو .

من: هنوز مونده منو بشناسي پس حله

جمشيد: اونم اوکيه ميمونه يه چيزه ديگه.

من: چي؟

جمشيد: براي شراکت تو مواد بابد پول بيشتري بزاري .

من: حله .

جمشيد: پس شريکيم .

romangram.com | @romangram_com