#بی_تو_مگه_میشه_پارت_71
*********
- هانا خانم
به محبوبه خانم چشم دوختم که اومده بود دم اتاق.
- بله محبوبه جون.
- یه خانمی اومدن میخوان شما رو ببینن.
- نگفت کیه؟
- والا گفتن شما میشناسینشون.
کی میتونه باشه...هزار تا فکر اومد تو سرم.... استرسو پس زدم و با خیال اینکه یکی از دوستامه گفتم: بیارش بالا...
- چشم خانوم.
چند لحظه بعد با دختر جوون خیلی جلفی روبرو شدم.....
یه نگاه عمیق به اتاق انداخت و گفت: با ارسلان اینجا زندگی میکنی؟
ارسلان؟ ارسلانو میشناسه؟..
از جام پاشدم ومقابلش ایستادم:
- ببخشید به جا نیاوردم.....
لبخند پرعشوه ای زد و گفت: من بهارم..
- بهاره؟
- ارسلان بهت راجب من نگفته ؟
حرفای اونروز ارسلان تو گوشم اکو شد....
..بهاره من بهت گفتم تو س*ک*س ....
romangram.com | @romangram_com