#بی_تو_مگه_میشه_پارت_166
قبل از اینکه بیام یه زنگ زدم به ثری که آدرس یه دکتر زنان خوب رو بگیرم اونم با سماجت اخرش از زیر زبونم کشید که حاملم...
از جیغ و داد و ذوقش هیچی نگم بهتره...ارسلان که با شنیدن صدای جیغ و دادش پشت گوشی خندش,گرفت و سرشو تکون میداد...
ثری آدرس یه دکتر مرد و داد...
تا به ارسلان گفتم دادش دراومد...میگفت تو غلط میکنی بری پیش یه نامحرم...منم بی غیرت بشینم نگاه کنم تن زن منو ببینه...
کلی سعی کردم قانعش کنم که فقط قراره شکممو ببینه بیشتر از این اجازه نمیدم اما اخم غلیظی کرد و گفت:هر جا که باشه...همین که گفتم...
بعدم منو مجبور کرد ادرس یه دکتر زن و بگیرم..
اوه که ماجرا داشتیم...
از فکر اومدم بیرونو نگاهمو به دکتر دوختم..
بالاخره بعد از مدتی لبخندی زد و
گفت:اوه... عزیز دلم...چه کوچولوء...نگاش کنین این نقطه سیاهس...
ارسلان با ذوق نگاه میکرد و لبخندای عمیق میزد...خوشحالی از چشماش بیرون میزد....
- البته خیلی ضعیف به نظر میرسه...باید بیشتر به تغذيت اهمیت بدی....
ارسلان با نگرانی پرسید: خانم دکتر بچه سالمه؟
- بله خداروشکر..
- ببخشید این روزا حال همسرم خوب نیست...خیلی ضعیف شده...
- نگران نباشید...یه رژیم غذایی میدم طبق اون عمل کنین...یه سری قرصای تقویتی هم میدم...اما مادروبچه بیشتر از همه چیز به شما. نیاز دارن.همسرتون باید احساس ارامش داشته باشه...به نظرم بیشتر وقتتونو صرف همسرتون کنین...تا یه مدتی هم بهش نزدیک نشین...دیواره رحم خیلی ضعیفه...
ادامه داد:
- از ماه چهارم به بعدم بیاین واسه تایین جنسیت...
......
romangram.com | @romangram_com