#بی_تو_مگه_میشه_پارت_117

عواقبی داره...اما فکر نمیکنم این عذابت باشه...پس لذت ببر..
..با لمس نقاط حساس بدنم کم کم رام شدم...

...........*******...............
سرم رو سینه ل*خ*تش بود..یه ساعتی از رابطمون میگذشت... ...
لباسامون هرکدوم یه گوشه پایین تخت افتاده بود....با اینکه تو رابطه
یکم خشونت داشت اما خوب میدونستم عصبیه و نباید چیزی بگم......گوشیش زنگ خورد...همونطور که سرم رو سینش
بود بدون اینکه تغییری تو وضعیتمون بده گوشیشو از رو پاتختی برداشت..
- بگو علی...
...........-
- کی اومدن؟
...........-
- باشه.. نگهشون دار..خودمو تا نیم ساعت دیگه میرسونم...
تلفنو که قطع کرد کمی خودشو تکون داد ...
فهمیدم و سرمو از رو سینش بلند کردمو همونطور که ملافه تا بالای سینم بود سرمو روی بالش گذاشتم...نگاهی بهم کرد و شلوارشو پوشید....یکی از پیراهن های دم دستیشو برداشت و تنش کرد...
بعد از اینکه با عطرش دوش گرفت نزدیک تخت شد و ساعتشو ازروی پاتختی برداشت و دستش کرد...اروم گفتم: مراقب خودت باش...
نگاه عمیقی بهم کرد و گفت:
جایی خواستی فقط با راننده...
ابروش رو انداخت بالا و گفت: فقط با راننده...

romangram.com | @romangram_com