#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_359
چند لحظه سكوت كردم . مهين گفت :
- انگار ناراحت شدي ؟
- نه ، چرا بايد ناراحت بشم . وجود تو باعث ميشه به نيما بيشتر خوش بگذره و خيال منم راحت تر باشه .
- يعني باور كنم به فكر نيما هستي ؟
- خودت ميدوني . بايد بهت ثابت شده باشه نيما رو خيلي دوست دارم . پسر برادرمه .
مهين در آن گيرو دار شوخي اش گرفته بود ، گفت :
- البته يه نفر ديگه هس كه بيشتر از هر كس دوسش داري ، اما ...
حوصله حرف زيادي نداشتم . گفتم :
romangram.com | @romangram_com