#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_342

- چي بگم . من كه سواد درست و حسابي نداشتم . فقط آرزو مي كردم امنيت باشه ، نون و آبي باشه و مردم سرو سامون بگيرن . مصدق آدم قابلي بود ولي ... آخرش نفهميديم چي به چي شد !

نسرين گفت :

- حالا چي ، فكر ميكنين اوضاع بهتر شده ؟

- راستش رو بخواي دخترم ، خيلي بهتره . بيست سي سال پيش ماهي يه بارم مردم پلو نمي خوردن ، شايد هفته اي يه بار . حالا گوشت وبرنج و ميوه تو اين مملكت ريخته . اصلاً قابل مقايسه نيس .

از فرصت استفاده كردم و گفتم :

- پس اين همه نق ونوق برا چيه ؟

پدر گفت :

- من فقط از يه چيز ناراحتم . بي بند و باري از حد گذشته . برنامه هاي راديو تلويزيون خيلي ناجور شده ، بدآموزي ميكنن . جوونا خيلي پر رو شدن .


romangram.com | @romangram_com