#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_320

- اگه ازدواج من و مهين از سر عشق و عاشقي بود ، بهت حق مي دادم . اما ميدوني كه من هيچ احساسي بهش نداشتم . به قول خودت گوشت مرده به خوردم داده بودن .

- بوي گوشت مرده هم مشمئز كننده س .

از دختري تحصيلكرده و اهل مطالعه مثل شيرين انتظار چنين برخوردي را نداشتم . گفتم :

- حالا ديگه مهين گوشت مرده نيس . زن داداش صدايش مي زنم و غير از تو كسي تو قلبم جا نداره . ميدوني چيه ؟ دلم ميخواد مثل روزاي اول بيشتر از عشق و دوست داشتن حرف بزنيم . چرا بايد اوقاتمون رو با اين حرفاي بي نتيجه تلخ كنيم .

- ميدوني كه خيلي دوستت دارم . غير از اين بود كه باهات ازدواج نمي كردم . حالا من يه سؤال دارم . دلم ميخواد جواب راست بدي .

- مطمئن باش اهل دروغ نيستم .

شيرين گفت :

- اگه تو فاصله اي كه از مهين جدا نشده بودي ، تصميم به ازدواج با يكي ديگه مي گرفتم ، چه عكس العملي نشون مي دادي ؟ راستش رو بگو .


romangram.com | @romangram_com