#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_305

- با اجازه تون بايد برم . فقط اومدم از طرف خودم و خونواده م شما رو برا مراسم عقد نسرين دعوت كنم .

مادر شيرين پرسيد :

- مگه عقدكنون چه روزيه ؟

- جمعه هفته آينده .

پدر شيرين گفت :

- ببينم چي پيش مياد ، انشالله به سلامتي . جشن عروسي كه حتماً زحمت ميديم .

ته دلم خوشحال شدم ، چون آنها جزو بيست وپنج نفر دعوت شدگان مراسم عقد نبودند . من از جانب خودم دعوتشان كرده بودم . شيرين گفت :

- اگه پدر و مادر اجازه بدن حتماً ميام .


romangram.com | @romangram_com