#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_281

آقاي نيكنام با خوش رويي گفت :

- بالاخره من غريبه نيستم . شيرين مثل دخترمه ، يه جوري با هم كنار ميايم .

تشكر كردم وگفتم :

- حرفي ندارم . ما كه پسنديديم . اجازه بدين امشب با پدرم مشورت كنم و اونم از نزديك آپارتمان رو ببينه . انشاالله همين هفته قولنامه مي كنيم .

آقاي نيكنام حرفي نداشت اما بنگاهدار راغب بود همان روز قولنامه تنظيم شود . به او اطمينان دادم مشتري را از دست نمي دهد و پرسيدم :

- تو اين منطقه خونه سيصد چار صد متري با دويست متر زير بنا كه نوساز باشه ، سراغ دارين ؟

بدون لحظه اي درنگ گفت :

- فراوون ، يعني آپارتمان چشمتون رو نگرفته ؟


romangram.com | @romangram_com