#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_154

- بله ، فقط به همين دليل .

- با خونواده تونم موضوع رو در ميان گذاشتين ؟

- مادر و دو خواهرم تا حدودي از قضيه با خبرن . آنقدر از نسرين تعريف كردم كه همه مشتاقن اونو از نزديك ببينن .

رو به نسرين كردم و گفتم :

- توئم حرفي بزن ، چرا خجالت مي كشي ؟

سرش را پايين انداخت و گفت :

- چي بگم داداش ؟

- بالاخره ادبيات ميخوني . اگه من جاي تو بودم ، مي گفتم :


romangram.com | @romangram_com