#بیراهه_ای_در_آفتاب_پارت_149
- ديشب ديوان حافظ رو وا كردم ، به اين نيت كه امروز چي ميشه ، بهمن به دل برادرم ميشينه ، اين عشق واقعيه ؟ خلاصه آخر و عاقبت اين دلباختگي رو از حافظ پرسيدم .
از كيفش ديوان كوچكي بيرون آورد . غزل مورد نظرش را علامت گذاشته بود . نگاهي به من انداخت ، منظورش اين بود حوصله شنيدن دارم يا نه . وقتي گفتم سراپا گوشم ، برايم خواند :
يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت
باز آيد و برهاندم از بند ملامت
خاك ره آن يار سفر كرده بياريد
تا چشم جهان بين كنمش جاي اقامت
فرياد كه از شش جهنم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
romangram.com | @romangram_com