#بی_هوا_دلسپردم_پارت_336


پسره:خوش بختم اسم منم ميلاده

به يه لبخنداکتفاکردم

درحال رقص بوديم که چشمم افتادبه آرسام ازچشماش خون ميباريدبدون توجه بهش يه لبخندحرص دراري زدم و به رقص ادامه دادم

چطوراون باهرخري لاس ميزنه پس منم همونطوررفتارمي کنم ببوگلابي که نيستم!

بعدازرقص اعلام کردن که ميخوان شام بدن

ميلاد:خب بريم شام بخوريم؟

+اهوم بريم

باهم رفتيم و نشستيم سرميزشام

ميلاد:ميشه يه سوال بپرسم؟

+بپرس

ميلاد:آرسام شوهرته؟

+آره

ميلاد:آهان عجب شوهري اصلاطرفت نمياد چسبيده به نيلو

چيزي نگفتم يعني چيزي نداشتم که بگم

ميلاد:آرسام ازمن خوشش نمياد

+وا چرا

romangram.com | @romangram_com