#بی_هوا_دلسپردم_پارت_337
ميلاد:خودمم نميدونم
سرموتکون دادم و شروع کردم به غذاخوردن
بلاخره مجلس تموم شد
ازدورديدم آرسام داره ميادطرفم
به به چه عجب آقادل کندن ازنيلوخانوم!
آرسام:حاضرشوبريم
+باشه
مانتوم رو پوشيدم کيفم رو گرفتم و گفتم:بريم
ازهمه خدافظي کرديم و رسيديم به نيلو
نيلو:خب رهاجون خوش گذشت
+بله عالي بود
نيلو يه ابروش و بالاانداخت و گفت:چه خوب
لبخندزدم
ازهم خدافظي کرديم و رفتيم سوارماشين شديم
آرسام باسرعت زياد داشت رانندگي ميکرد
+يواش تربروبه کشتنمون ميديا
romangram.com | @romangram_com