#بی_هوا_دلسپردم_پارت_297


يعني شاشيدم به خودم

ولي سعي کردم آروم باشم

بلندشدم و دنبالش رفتم

رسيديم جايي که کسي نبود

آرسام محکم هولم داد که خوردم به ديوار

+آخ

آرسام:زهرمار دختره نفهم حاليت نميشه جلواون همه پسر هيز وبيشرف نبايدقربدي؟

+شروع نکن که اصلاحال دعواروندارم

آرسام:گوه نخور وقتي دارم باهات حرف ميزنم زراضافي نزن انقدبي غيرت نشدم که بزارم ناموسم بره تواون جمعي که همشون مست تشريف دارن برقصه!

+بروباباحالت خوش نيستاکي گفته ناموستم جناب؟ماهنوزعقدنکرديم که برام قانون ميزاري

آرسام:اندازه صدباراين حرف و زدي جوابتم گرفتي

+هه نه خيرمن اگه بخوام همين الان ميتونم قيدتوبراهميشه بزنم

ميدونستم بدون اون نميتونم نفس بکشم و دارم چرت ميگم!

آرسام:انقدبي احساسي لامصب

چيزي نگفتم که ديدم آرسام زد توگوشم و بادادگفت:توغلط ميکني

باورم نميشداون دست روم بلندکرد اوني که طاقت اشکامونداشت اوني که طاقت نداشت من اذيت بشم خودش اذيتم کرد

romangram.com | @romangram_com