#بی_هوا_دلسپردم_پارت_243


منم قبول کردم و رفتيم سمت ماشين وسايلارو گذاشتم توماشين بعدم حرکت کردم سمت خونه

دوروزبعد...

واااي مردم که بلاخره تموم شد

ليلي خانوم:چقدخوشگل شدي عزيزم ماه بودي ماه ترشدي

يه لبخندبهش زدم و بلندشدم تاخودم و نگاه کنم

واي چه ناااز فداي خودم بشم که انقدخوشگلم

عقدداداشمونه ديگه بايدبترکونيم

خيلي تغييرکرده بودم دستش دردنکنه واقعا

+دستتون دردنکنه ليلي خانوم

ليلي خانوم:خواهش ميکنم عزيزدلم وظيفم بود

باهاش حساب کردم و رفتم سوارماشينم شدم بعدازظهرساعت3جشن شروع ميشه تا5

الانم که2:30

بعدازنيم ساعت بلاخره رسيدم طالارانقدراهش دور و خسته کننده بودکه

ماشينموپارک کردم و رفتم توطالار

مامان باديدنم لبخندزدو اومدطرفم

مامان:الهي قربونت برم من مادرچقدخوشگل شدي

romangram.com | @romangram_com