#بی_هوا_دلسپردم_پارت_223


همه نگران حالشوپرسيدن ماهم گفتم که حالش خوبه

خسته بودم رفتم يه دوش گرفتم و بعدشم خوابيدم

آتنا

دلم برااين دخترميسوخت آخه آرسام چراباهاش اينطوري رفتارميکرد؟

يعني واقعافقط بخاطرحرفايه داداششه؟

بعيدميدونم

اين دختر مثل آب صاف و پاکه براآرسام بخاطرمضخرفاتش متاسفم

رهـــا

بانوري که توچشام خورد يه لاي چشممو بزوربازکردم

همه چيوطارميديدم

يکم طول کشيدبهترشدم

آتناپيشم بود بدورفت و دکتروصداکرد دکتراومدتواتاق و بهم گفت:حالت خوبه دخترم؟

+ممنون بهترم

دکتر:خب خداروشکر

يه نگاه به ساعتش انداخت و گفت:خب الان ساعت10صبحه12ميتونين ببرينش

آتنا:خيلي ممنون آقاي دکتر

romangram.com | @romangram_com