#بی_هوا_دلسپردم_پارت_213
دلم ميخواست اون لحظه کلشونوبکنم
کثافتابه همه چشم دارن
آخرآتناطاقت نياوردو روبهشون گفت:اه بسه ديگه خجالت بکشين حياهم خوب چيزيه اين پسراشماروآدم حساب نميکنن
شماهي عشوه مياين براشون؟واقعاکه ترشيده اين يکم غرورم خوب چيزيه آبرويه هرچي دختره بردين شرم آوره
اونايکم شکه شدن و هول کردن بعدم يه چشم غره برااتنااومدن که اتناهم جبران کرد
آخ فداتشم من حرف دل منوزدي
يه چشمک زدم بهش
آرسام:آخي آجي کوچولويه من حرص نخورعزيزم سمه برات
آتنا:تويکي حرف نزن ميام براتا
بهار:خوراست ميگه داشتن بانگاشون قورتشون ميدادن
من:خب حالا شمانگران آقاتونين اينطوري غيرتي شدين
همه مات من شدن
من:خوچيه نام ببرم يعني؟
بهار دندون نما غريد:نه عزيزدلم نام نبر
باخنده گفتم:چشم حتما
بعدازحرفاي آتنااون چندتادخترازخجالت آب شدن
romangram.com | @romangram_com