#بی_هوا_دلسپردم_پارت_211


واقعااعصابم خوردشد

بخاطرسفارشاي روهامم نبودنميدونم چرادلم نميخواست بااون وضع بره پيش بقيه روش غيرتي شدم و اين جاي تعجب داشت!!

همه حواسم پيش رهابود خيلي بهش نگاه ميکردم ولي اون نگام نميکردچهرش خيلي غمگين بود

حتماازدست منوروهام

بعدازاون ماجرا روهام بهم زنگ زدوهرچي تونست بارم کردالبته حقم داشت

به خواهرش به ناموسش فش بدي دادم خيليي بد

بايدازش معذرت خواهي کنم مني که غرورتمومه وجودموفراگرفته حالابايدازيه دختررعذرخواهي کنم

البته تقصيرخودمم هس مجبورم مجبور

فقط بايدفرصتش پيش بياداميدوارم منوببخشه

جــوري محــودرنــگــاهــتــ و غــرقــ درچـــشـــمــانــتــ شــدمــ

کــهــ حــتــي خــودمــ نــفــهــمــيــدمــ کــي عــاشــقــتــ شـــدمــ

بلاخره پسرارضايت دادن برن شام درست کنن

خداروووشکراين آرسامم رفت

منم حالم بهترشدبلندشدم برم صورتموبشورم که مطمعنن الان آرايش پخش شده روصورتم

رفتم wc يه آب دوتامشت آب ريختم روصورتم آخيش حالم جااومد

صورتموخشک کردم wc اومدم بيرون و رفتم پيش بقيه

romangram.com | @romangram_com