#بی_هوا_دلسپردم_پارت_177
باصداي آلارم گوشيم ازخواب بيدارشدم
گوشيموازروميزعسلي گرفتم و صداش وقطع کردم
يه نگاه به ساعت انداختم4
ازجام بلندشدم و رفتم سمت دسشويي چندتامشت آب به صورتم زدم تاسرحال شم
ازدشويي اومدم بيرون و رفتم تواتاقم رفتم توکمد و يه مانتوبلندجلوبازصورتي که پشتش به انگيليسي يه چيزي نوشته بود وبرداشتم
بايه شلوارسفيدجذب و شال و کيف سفيد
آرايش ملايم کردم يه عطرخوشبو و ملايم زدم سوييچ و گوشيمو برداشتم و ازاتاقم اومدم بيرون
رفتم توهال ديدم مامان داره فيلم نگاه ميکنه
من:مامان من دارم ميرم خونه عمه
مامان:باشه بروزودبيا موندگارنشيا
من:باشه چشم
مامان:درموردخواستگاريه داداشتم چيزي به کسي نگو
من:مطمعنن روهام خودش همه جا جارزدولي بازم چشم
مامان:نه سفارشش کردم به کسي چيزي نگه
من:اوکي خدافظ
مامان:مواظب خودت باش
romangram.com | @romangram_com