#بی_هوا_دلسپردم_پارت_170
من:نهارچيه آتي
آتي:کوفته
من:عه بي ادب
آتي:چي ميگي حالت خوبه نهارکوفتس
اووه تازه فهميدم چي ميگه
من:عه اها راستي توالان بامن قهري؟
آتي:نه
رفتم ازپشت بغلش کردم يه بوسه روموهاش زدم و گفتم:ببخشيد
حالايه چيزي به خان داداشت ميدي بخوره تلف شد
خنده کردوسرشوتکون داد
يعني الان برات ميارم
رهـــــــــــا
صبح باصداي آلارم گوشيم ازخواب بيدارشدم
خداروشکررديگه خواب نداشتم نگاهي به ساعت انداختم11بود
ازاتاق زدم بيرون و رفتم دسشويي کارايه لازم و انجام دادم صورتموشستم موهاموريختم دورم و ازدسشويي اومدم بيرون
رفتم توآشپزخونه ديدم مامان داره آشپزي ميکنه
romangram.com | @romangram_com