#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_559
آسمان بازوی او را گرفت ، لبخند زد ، او کت و دامن زیبای سبز رنگی به همراه چکمه ای سیاه به پا داشت ، موهایش را بالا سری بسته بود و شالش را رها به سر داشت ، آنها در میان جمعیت زیادی در کارگاه سنگهای قیمتی به جلو می رفتند ، از همه غرفه ها دیدن می کردند ، سراب و ماموری دیگر آنها را دنبال می کردند ، تلاش می کردند ، هر چقدر می توانند به آن دو نزدیک شوند ، تا چیزی از صحبتهایشان بفهمند ، آندو روبروی ویترین سنگهای عقیق ایستادند ، آسمان به آنها نگاه کرد ، با هیجان گفت :
- خیلی قشنگن
بهرام به رنگهای متنوع آن نگاه کرد
- واقعا ، می دونی این عقیق از چه نوعی ه ؟
و به یک عقیق سبز با طیف های سفید اشاره میکرد
- نه
- عیقیق سلیمانی نوع سنگ رگه دار ، سنگ یمانی خودگونه ای از کوهی است ، بعضی از عقیق های ، سلیمانی طبیعی هستند ، ولی بسیار از آنها با رنگ کردن ، لکه دار کردن ، عقیق تولید می شن
- چه جالب
- واقعا
آسمان با حوصله به حرفهای او گوش می کرد ، بهرام او را بطرف سنگهای فیروزه برد ، به آنها چشم دوختند ، آسمان به آنها نگاه کرد ، با تعجب پرسید :
- واقعا بنظر زنده میان ؟
- درسته اکثر سنگهای فیروزه زندن
- سنگ فیروزه به احتمال زیاد از کوه علی میرزا در ایران یا شبه جزیره سیناد در مصر آمده که هر دو از مناطق قدیمی شناخته شده ای هستند که فیروزه از آنجا استخراج می شده ، به احتمال دیگه این نام از توصیف فرانسوی سنگ جواهر prete turguinبه معنای سنگ آبی تیره گرفته شده است ، طی هزاران سال ، فیروزه آبی تیره جهان در ایران یافت می شد ، اصطلاح فیروزه پارسی مترادف با بهترین فیروزه بود .
- حتما گرون هم هستن
romangram.com | @romangram_com