#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_538


- کجاش رو دیدی ؟

آسمان آشتی جویانه با ملایمت گفت :

- ولم کن بعدا حرف می زنیم ، زشته الان مامان و گلاره میان

بهرام عصبی جواب داد

- خوب بیان تو زن منی

- نمیشه بعدا

- باشه پس یه بوس

آسمان با لبخندی عصبی تلاش کرد از آغوش او بیرون بیاد

- بزار بعدا

بهرام او را بیشتر به خود فشار می داد و عصبانی می گفت :

- تا نزاری ببوسمت نمی زارم بری

- نه

هر دو تقلا می کردند


romangram.com | @romangram_com