#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_513
- خب برو بخر بیار
- اینطوری طول میکشه
بهرام سر پا ایستاد و با لبخند گفت :
- غذا سفارش بده.
دستش را درون جیب کتش کرده و سویچ ماشین را بیرون آورد و بطرف کامران گرفت
- با ماشین برو بیارشون.
کامران با ذوق سویچ را از او گرفت و با هیجان پرسید :
- ماشین خودته داداش؟
- آره. سفید رنگ دم در پارک شده
- آهان
مادر هم سر پا ایستاد و با نگرانی گفت :
- نه مامان بهش نده خرابش می کنه
کامران با ناراحتی گفت :
- مامان!
romangram.com | @romangram_com