#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_485

- واقعا خوبی ؟

- اره عزیز دلم خوبم ، خیلی بهترم

هر دو مشغول خوردن شدند ، آسمان با کنجکاوی از بهرام پرسید :

- می تونم یه چیزای رو توی خونه جابجا کنم ؟

بهرام با محیت سری تکان داد

- خانم خونه شماین ، اینجا مال شماست هر کاری دوست داری بکن

- مرسی

- خواهش می کنم ، فقط هر وقت خواستی پرده ها رو در بیاری ، من باشم تو کار سنگین نکن ، خودم کار رو می کنم

آسمان لبخند شیرینی زد

- ولی من پرده ها رو دوست دارم نمی خوام درشون بیارم

بهرام متعجب پرسید :

- ولی تو از پرده می ترسیدی ؟!

- اون مال قبل بود ، با تو می خوام همه چیز رو عوض کنم

بهرام لبخند زد

romangram.com | @romangram_com