#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_438


- هیچی خانم خیلی خوشمزه ست

اسمان با عشوه خندید

- حالا شد ، بخور حرف نزن

- حتما خانم

اسمان میان خوردن جدی گفت :

- یه فکرای کردم

بهرام کنجکاو به او چشم دوخت و او ادامه داد

- از اینکه فقط کتاب بخونم ، کلاس اروبیک برم حسته شدم

بهرام جدی پرسید :

- تصمیمت چیه ؟

- می خوام یه کاری بکنم.

- چه کاری ؟

- هنوز بهش فکر نکردم.


romangram.com | @romangram_com