#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_336
- ولی اونبار هم عالی بود
بهرام با چشمانی درشت شده در حین نگاه به لاله فنجانی گفت :
- واقعا ؟ ترسناک و وحشتانک نبود ! عالی بود ؟!
آسمان چشمانش را مظلوم کرد سرش را چرخاند و به او نگاه کرد
- می خواستم ناراحت نشی و مودب باشم
بهرام به چشمان مظلوم شده او نگاه کرد ، او این دختر را می خواست ، کمی از او فاصله گرفت و بلند خندید
- پس داشتی گولم می زدی ؟هان !
آسمان کلا به طرفش چرخید و با همان چشمان مظلوم شده گفت :
- نه
بهرام چشمکی زد و با خنده گفت :
- اعتراف کن زود باش
آسمان به حالت نمایشی خودش را بیشتر به مظلومیت زد ، سرش را کمی پائین انداخت
- حالا که دارم فکرش رو می کنم می بینم آره می خواستم گولت بزنم
romangram.com | @romangram_com