#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_335
- به چی می خندی ؟
- هیچی
- بگو
- مثل دختر بچه ها شدی که به یه اسباب بازی مورد علاقه شون رسیدن
بهرام خندید و ابروهایش را بالا داد
- اینجا منحصربه فرده مرسی که اوردیم اینجا
بهرام لبخندی زد و بعد 1 ساعت چرخیدن در باغ از او پرسید
- خسته که نشدی ؟
آسمان لبخند زیبای زد
- نه خسته ، تازه دارم درک می کنم کجام
- خوبه چون هنوز می خوام بیشتر مشغولت کنم
- خوبه ولی چی شده ؟
- می خوام جبران بار پیش رو بکنم
آسمان خندید
romangram.com | @romangram_com