#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_308


- برات لباس راحتی گذاشتم توی اتاق مهمان

بهرام پوزخندی زد

- تو فکر می کنی من لباس کس دیگه ای رو می پوشم؟!

احلام با عجله گفت :

- نه دست نخورده است داداشم هنوز از اینا استفاده نکرده

- هنوز زوده

باز به تلویویزن زل زد ، احلام کنارش نشست تلاش کرد او را بلند کند

- پاشو دیگه

جوابی نشنید و اخم بهرام بیشتر درهم رفت

- بریم بالا من می خوام غافلگیرت کنم

بهرام بدون اینکه به او نگاه کند با خشم جواب داد

- مگه این کار رو نکردی ؟

- کی ؟


romangram.com | @romangram_com