#بناز_پارت_193

: ازدواج کردی زانیار

زانیار : نه

: پس چرا عاشقم بودی .حالا نیستی

زانیار : چون حالا فقط یک جسم بودن قلبم

: خوب قلبت که پیش من چرا نمیای ازم پس بگیری

زانیار : من خیلی کمتر از اونی هستم که تو فکر کنی من لیاقت عشق تو رو ندارم بناز

: عاشق شدی زانیار

زانیار تو چشم های من نگاه کرد

: اون کیه ؟

زانیار : یکی از دانشجوهام

بغض راه گلوم و گرفت : خوب پس بهتر قلب تو از من پس بگیری

زانیار : ولی اون مال تو

: زانیار وقتی تو نباشی بهتر اونم نباشه

از جام بلند شدم احساس کردم خیلی شکستم ولی : مرسی که اومدی و گفتی ، امیدوارم خوشبخت بشی

زانیارم بلند شد

: خداحافظ

زانیار : خداحافظ بناز


romangram.com | @romangram_com