#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_469
- خوبم هم نخواستین...همیشه آیلین بوده ، چپ میریم آیلین ، راست میریم آیلین.
- من با آیلین مراعات میکنم چون...
- فقط به خاطر اون موضوع؟...نه ، انگار چیزی بیشتر از ایناست.
- من برای تو ...
- هیچ کار نکردین.
- همه ی دردت ، از تیام جدا شدنته؟
- همه ی دردم اینه که بابام تو طبق اخلاص پیش کشم کرد برای مردی که منو دزدیده بود.
- من برای هرکاریم دلیل دارم و مختارم که دلایلمو نگم.
- پس دلیل ندارین.
- تو از من چی میدونی آمین...از گذشته چی میدونی؟
- خوشحال میشم ملتفتم کنین که تو گذشته چی بوده که بابام کتک خوردن دخترشو میبینه و تره هم برای دخترش خرد نمیکنه.
- من به روش خودم تقاص کاراشو ازش پس گرفتم.
- مثلا؟
- سه تا از مهمترین قرارادای سالانش رسید به دشمنش پاشا فرهنود.
و من میدونم که چقدر تیام اون اوایل با اون اخلاق محمدی غرولندش به پرسنل بود بات اون قراردادای به دست نیومده.
- باید باور کنم؟
- من نیازی به باور تو ندارم ، گذشته اونقدری مهم هست که من برای اینکه تو بهش دچار نشی مجبورت کردم بری خونه ی تیام.
romangram.com | @romangram_com