#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_459
سالار...
" آمین ، دِ نوکرتم ، کجایی قربونت برم ؟ من چی جواب مامانتو بدم آخه؟ برگرد دردت تو جونم"
و تمام بعدی ها برای تیام بود و همشون "کجایی" داشت.
تیام ...
" صیام گریه میکنه...من به درک ، همه به درک ، بیا پیش صیامت ، آمینم برگرد"
تیام...
" ایم مسخره بازیا چیه ؟ این ایمیل یعنی چی ؟ گوشیتو روش میکنی و باز خاموش؟ آمین دستم بهت برسه جواب باید پس بدی ، پس برگرد"
نکشیدم که بقیه رو بخونم و من دلم کمی و قول میدم که فقط کمی شوهرم رو میخواست.
تقه ای به در خورد و صدای کوروش تو گوشم پیچید که...
کوروش - آمین خوبی ؟ فکر کنم مامانت تا شب طالقان باشه ، میخوای زنگ بزنم زودتر راه بیفته ؟....آمین خوابیدی؟
- خوبم ، به مامان زنگ نزن.
پاشا - آمین...
کوروش - تو برو بیرون ، نمیبینی میبینتت به هم میریزه.
و کاش به اون میگفت که صداش بیشتر از هرچیزی آزارم میده.
*******
دستی تنم رو بغل زد و من از درد ناله کردم و صدای گریه ای روی مغرم خط کشید.
- خفه شو...باشه ؟ خفه شو.
romangram.com | @romangram_com