#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_422


- میخوای باور کنم تیام از این همه زیبایی گذشته باشه ؟ من تیامو میشناسم ، تیام از تو نمگیذره ، برق نگاش اینو میگه.

- منو دلخوش نکن.

- یه چیزی تو نگات اذیتم میکنه آمین...حس دل کندن داره نگات.

- همه یه روزی باید دل بکنن.

- نمیدونستم اهل جازدنی.

- اهل جا زدن نبودم و نیستم ولی اهل حق کسی خوردن اونم هم خونمو بلد نیستم.

- تیام حق توئه ، حق توئی که حتی تیام حقتو خورد.

- بهش به چشم یه حق نگاه نمیکنم ، این سفرو دوست دارم و نمیخوام به آینده فکر کنم.

- یه چیزی توی تو داره میخورتت ، لبخند میزنی ولی پشت لبخندت خیلی درده آمین.

- همه آدما درد دارن ، یکی بیشتر یکی کمتر.

- من هم دردِ ترس از دست دادنو کشیدم ، وقتی شهنام ازم برید.

- شهنام از تو ببره ؟ اون نگاه عاشق مگه دل بریدن هم بلده؟

- من و شهنام تو دانشکده همو دیدیم ، از همون روز اول دلم سرید ولی اون با همه بود و انگار تنها کسی که به چشمش نمی اومد من بودم ، سر یه کلاس کنار هم نشستیم ، باز هم نگام نکرد ، تا اینکه تو همون کلاس سر یه بحثی که استاد سرشو باز کرد دعوامون شد ، حرفاش زور بود ولی من دوسش داشتم ، بعد یه مدت از این همه نادیده گرفته شدنم دلم گرفت و بی خیال مردی شدم که خیلی میخواستمش ، تا اینکه بی محلیام به چشمش اومد ، افتاد دنبالم ، منو واسه یکی دو شب میخواست مثل همه ولی من دلگیر میشدم از اون همه بی مهریش ، اونجا بود که کم کم من و تیام به هم نزدیک شدیم ، خوب بود ، بداخلاق هم بود ، دخترا تو نخش بودن و اون کنار شهنام یه صدم هم دختربازی نکرده بود ، رفت و آدمدم به خونه ی اونا به بهونه دوستیم با تیام بیشتر شد تا اینکه یه روز تیام خونه نبود و شهنام...

- گولش زدم...

صدای مردی که ازش حرف میزدیم میونمون خط کشید و سها پر عشق به مردش لبخند زد و شهنام روی موهای سها رو بوسید و از پشت بغلش کرد و گونه روی سر سها گذاشت و گفت : به بهونه اینکه تیام تو راهه کشیدمش تو خونه ، تیام تا فرداش هم برنمی گشت ، رفته بود یکی از شهرای اطراف و من سها رو تو خونم حبس کردم و ...من متاسفم سها...

سها لبخندی زد و گفت : پسره ی بی شعور میخواست منو ببوسه.


romangram.com | @romangram_com