#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_413
- این عطر محشر.
شوکه این همه حس ریخته به جون نگاش بودم و اون موهام رو دور انگشتش تاب میداد و من دیوونه تر میشدم برای لمس اون لبهایی که تو این چند روز خواب و خوراک ازم میدزدید.
انگشت شستش به جون گونم افتاد و من سر خم کردم روی شونم و دستش میون شونه و صورتم گیر کرد و این گرما رو من خیلی وقته که دوست دارم.
با زخم تنهاتر شدن محتاج تسکینم نکن ، تنهاتر از من نیستی تنهاتر از اینم نکن
- بخوابیم آمین؟
چشم روی هم گذاشتم و تیام کنار گوشم لب زد که...
- از کجا آوردی این همه نازو؟
دلم برای این همه حس ریخته به صداش پرپری زد و پروانگی رو تو این شب عزیز تجربه کرد.
تو اون چادر کنار صیامی که زیر پتو تو هم پیچیده شده بود دراز کشیدم و تیام جفتم دراز کشید و دل من قرار نداشت و این مرد با من چه میکنه؟
دست دور تن صیام پیچیدم و دست دور تنم پیچید و به تخت سینش تکیم داد و کنار گوشم گفت : سردت نیست فسقله؟
و کاش میدونست که معتاد این فسقله گفتن هاش هم هستم.
یک عمر من پرپر زدم چون درد دوری کم نبود ، اینا که میگم یک شب از چیزی که حس کردم نبود
***********
لقمه نیم خورده رو به دستش دادم و روی صیام رو بیشتر پوشوندم و برگشتم که طرفش زدم دیدم در حال جویدن اون نیم مثقال صبحونه بنده است.
- نوش جان...به خدا مدیونی اگه تعارف کنی.
دست برد میون موهام و به همشون ریخت و سر خم کرد تو صورتم و بعد از بوسیدن نوک بینیم گفت : برو تا خودتو نخوردم.
و این جمله یعنی اند ضربان قلب بنده.
romangram.com | @romangram_com